چند روز پیش از از طریق دوستی با یکی از خبرنگاران روزنامه ی آمریکایی نیویورک تایمز خانم امی جانسون که وظیفه ی انتقال اخبار اجتماعی ایران را بر عهده داشت آشنا شدم و پس از بحث و تبادل نظر تصمیم گرفت با من به عنوان یک جوان ایرانی مصاحبه ای ترتیب دهد و آن را در روزنامه ی مطبوعش به چاپ برساند . قرار شد که نسخه ای از آن روزنامه را به من بدهد که هنوز خبری نشده است ، احتمال می دهم هنوز چاپ نشده است و شاید با این ترتیب هیچگاه چاپ نشود. نکته ی جالب توجه این بود که این خانم خبرنگار بسیار عالی فارسی صحبت می کرد و حتی افعال را هم در جای خود بکار می برد . وقتی از او در این مورد سوال کردم گفت از ۱۳ سالگی در ایران تحصیل کرده ( حدود ۴۰ ساله بود ) و لیسانس زبان و ادبیات فارسی هم دارد. بد ندانستم که متن فارسی این مصاحبه را که برای تایید در اختیارم قرار گرفت را در وبلاگ قرار دهم تا خوانندگان وبلاگ هم با متن این مصاحبه آشنا شوند.
مصاحبه با آقای سید علی سپهر جوان ایرانی
طرفدار جدایی دین از سیاست
Amy Johnson : با سلام خدمت جناب آقای سپهر و عرض خسته نباشید.
سید علی سپهر : من هم خدمت شما سلام عرض می کنم و برای شما آرزوی موفقیت می کنم .
Johnson : اگر ممکن است کمی خودتان را معرفی کنید .
سپهر : من سید علی سپهر با نام مستعار صدرا آزاد متولد ۱۷ اکتبر ۱۹۹۰ در اصفهان هستم و هم اکنون همزمان با تحصیلم به فعالیت های سیاسی ، اجتماعی به عنوان عضو شورای مرکزی مجمع جوانان اصلاح طلب و هوادار جبهه مشارکت ایران اسلامی می پردازم.
Johnson : ممکن هست کمی در مورد مجمع جوانان اصلاح طلب توضیح دهید ؟
سپهر : بله . مجمع جوانان اصلاح طلب بعد از دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی با همکاری تنی چند از فعالان انتخابات تاسیس شد و اساسنامه و مرامنامه ی آن توسط اعضای شورای مرکزی به تصویب رسید . هم اکنون در حال رایزنی با بسیاری از شخصیت های بزرگ اصلاح طلب از جمله سید محمد خاتمی ، مهدی کروبی ، محمدرضا خاتمی ، محسن میردامادی و ... برای دیدار و تبادل نظر حضوری هستیم .
Johnson : بسیار خوب. من چند کلمه نام می برم ، اگر امکان دارد به طور اختصار نظر خودتان را درباره ی آنها بگویید .
سپهر : در خدمتم .
تبعیض نژادی : بی عدالتی بزرگ
تورم : بدبختی مستضعفان
سیاست : بی پدر و مادر
دیپلماسی : مطلوب ترین شیوه ی بده و بستان سیاسی
شورای امنیت : نهادی به ظاهر به نفع کلیه ی جهان و در باطن به نفع چند کشور ابرقدرت
کوروش : منادی حقوق بشر
تخت جمشید : نماد تمدن ایرانی
گفتگوی تمدنها : ایده ای مثبت در مقابل جنگ تمدنها
سید محمد خاتمی : آشنا کننده ی ایرانیان با حقوق مسلم خود
هیتلر : جنایتکار بزرگ
جرج بوش : دیوانه ای بدتر از همتای ایرانی خود
سکولاریسم : در شرایطی مطلوب ترین ایدئولوژی بشر
آزادی بیان : شما بدون هیچ ترسی از سپهر نوعی انتقاد کنید.
Johnson : در مورد سکولاریسم فرمودید در شرایطی مطلوب ترین ایدئولوژی بشر . ممکن است این شرایط را واضح تر توضیح دهید؟
سپهر : بله . ببینید در ترکیه ، فرانسه و بسیاری از کشور های سکولار دنیا این قانون وجود دارد که ترویج دین مثلا در دانشگاه ها یا نمادی که به نوعی به دین مربوط شود ممنوع است . بنده این عقیده را قبول ندارم زیرا اول از همه به آزادی افراد اعتقاد دارم سپس به سکولاریسم . اگر فردی مسلمان نتواند در کشورش به دستورات دینش عمل کند ، این آزادی ها از وی سلب می شود . آزادی هم تعریف مشخصی دارد :
« هرکس آزاد است هر کاری که می خواند بکند به شرطی که به آزادی های دیگران تجاوز نکند. » حال برای مثال استفاده از حجاب به کدامیک از آزادی های دیگران تجاوز می کند ؟ به هوسرانی مردان یا به یکرنگی عمومی؟ به عقیده ی من دین برای افراد کاملا قابل احترام است ولی نباید دین را با سیاستی مخلوط کرد که برای کسب موفقیت در آن مجبور هستیم به کارهایی دست بزنیم که دین با آنها در تضاد است . در سیاست منافع ملی بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد و کلیه کشورهای جهان هم این مساله را پذیرفتند برای مثال کشور انگلستان این سیاستمدار پیر برای وسعت بخشیدن به مستعمرات خویش بایستی از قدرت خود استفاده کند . حال اگر مساله ای به نام دین این وسط سد راه سیاستمداران این کشورها قرار گیرد مسلما نمی توانند به اهداف خویش دست یابند . من قبول دارم که این کار از اخلاق هم به دور است که ما بیاییم کشورهای دیگر را با توسل به زور یا هر تاکتیک دیگری تحت کنترل خود در بیاوریم ولی با کمی واقع بینی در می یابیم که همه ی کشورها در صدد کسب منافع برای ملت خویش هستند ما که به تنهایی نمی توانیم این دریای عظیم را وارد رودخانه ی کوچک آرمانی خود کنیم . پس به قول ایرانیان : « خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو »
Johnson : سوال دیگر من این است که به عقیده شما چرا با یکدیگر مساوی هستند ؟
سپهر : ببینید خداوند در قرآن می فرماید : « هیچ کس را چه از زن و مرد بر دیگری برتری نیست مگر در تقوا » . سوال من اینجاست ملاک سنجش تقوای انسانها چیست ؟ انسانهایی که برای حفظ منافع خود حتی به فرزند خود هم رحم نمی کنند ؟ یا انسانهایی که خطا کار هستند ؟ یا نه خدایی که عادل است و ناظر تمامی فعالیت های بشری است ؟
Johnson : مسلما خداست.
سپهر : حال من می پرسم خدا در این دنیا می تواند انسانهای متقی را از دیگران جدا کند ؟
Johnson : گمان نمی کنم.
سپهر : پس با این مقدمات می توان استدلال کرد که در این دنیا انسانها هیچ برتری ای نسبت به هم ندارند و در جهانی که حاکمش خدای یگانه است ملاک تقوای الهی است .
Johnson : بسیار خوب. نظر شما راجع به اجبار در مورد برخی دستورات دین اسلام مانند شراب خواری یا حجاب چیست ؟
سپهر : اول از همه باید ذکر کنم که بنده در زندگی شخصی خودم به دستورات دینی پایبند هستم و به دین مبین اسلام هم عقیده ی راسخ دارم ولی در جواب سوال شما باید عرض کنم خداوند در قرآن فرموده : « لا اکراه فی الدین » « در دین هیچ اجباری نیست » ولی خداوند با کسانی که اعتقاد به این دین دارند و از دستوراتش سرپیچی کنند در روز جزا تصفیه حساب می کند. در سوالات قبلی اصل آزادی را بیان کردم . در جامعه هم اگر اشخاص با اعمالشان به حقوق دیگران تجاوز نکنند هیچ ایرادی ندارد . شما مصداق شراب خواری را بیان کردید . ببینید اگر کسی شراب بخورد و در خانه ی خود بماند یا با دیگران کاری نداشته باشد هیچ ایرادی از نظر جامعه وجود ندارد و مسائل دینی اش هم با خودش است من و شما را که با هم در یک گور نمی خوابانند ولی همین فرد اگر برای مثال در حالت مستی پشت ماشین بنشیند و تخلفی انجام دهد که حقوق دیگران را ضایع کرده و یا تصادفی کند که ناشی از مستی اش باشد باید به شدید ترین نحو با او برخورد قانونی کرد . در مورد مساله ی حجاب هم باید عرض کنم که گفته می شود برای مردان مسلمان حرام است که به اندام زنان نا محرم نگاه کنند پس بی حجابی زنان تجاوز به حقوق مردان مسلمان محسوب می شود . سوال من این است که آیا با اجبار کردن زنان به پوشاندن اندامشان آیا به حقوق آنها تجاوز نمی شود ؟ آیا آنها حق ندارند آنگونه که می خواهند در حیطه ی قانون زندگی اجتماعی کنند؟ به عقیده من هر زنی خودش باید تصمیم بگیرد که حجاب داشته باشد یا نه و این مساله هم به عقاید فرد مربوط است نه به چیز دیگری و کسی را نباید به کاری اجبار کرد یا از کاری بازداشت. این که می گویند خدا گفته است عقل زن نصف مرد است به عقیده ی من خدا این حرف را نزده و این برداشت کج فهمانه ی بعضی علمای دین است . آیا حضرت آیت ا... صانعی یا آیت ا... منتظری هم همین باور را دارند؟ یا کسانی این حرف را می زنند که می ترسند بعضی از پست هایی را که اشغال کرده اند به زنان هم برسد؟
Johnson : من از صحبت های شما بسیار لذت می برم ولی آیا دیگران هم این عقاید را قبول دارند؟
سپهر : سوال بسیار خوبی پرسیدید. هر شخصی در زندگیش عقایدی دارد که برای دیگران قابل احترامند. حال این عقاید زمانی می توانند جامه ی عمل بپوشند که اکثریت مردم آن جامعه با آن موافق باشند . ما نمی توانیم برای دیگران تصمیم بگیریم ، اما می توانیم نظراتمان را آزادانه و به دور از سانسور به اطلاع مردم برسانیم تا آنها برای سرنوشت خویش تصمیم بگیرند. امام خمینی در صفحه ی 32 جلد ششم صحیفه ی نور که تنها مرجع رسمی سخنانشان است به عنوان یک روشنفکر زمان خود می گوید :
«در حقوق بشر، اين است كه هر ملتي بايد خودش سرنوشت خودش را تعيين كند، يعني الان خودمان بايد سرنوشت خودمان را تعيين كنيم. ما حق نداريم سرنوشت اعقابمان را تعيين كنيم، اعقاب ما بعداً ميآيند؛ خودشان سرنوشتي دارند، به دست خودشان بايد باشد، نه به دست من و شما».
یا تامس پین می گوید :
» هر قرني و هر نسلي، در همه حال، بايد داراي همان آزادي عمل باشد كه قرون و نسلهاي قبل از آن داشتهاند. بياساسي و خودبيني اين فكر كه كسي بخواهد پس از مرگ نيز حكومت كند، از هر بيدادگري و استبدادي مسخرهتر و تحملناپذير است... من از حقوق زندگان دفاع ميكنم و ميكوشم تا از منزوي كردن، خراب كردن، يا تضعيف آنان، از سوي قدرت غاصب مردگان، جلوگيري كنم. اما آقاي برك طرفدار قدرت مردگان عليه حقوق و آزادي زندگان است... كساني كه اين جهان را بدورد گفتهاند و آنان كه هنوز به وجود نيامدهاند، نسبت به يكديگر فاصلهاي عظيمتر از آن دارند كه تصور انسان بتواند آن را دريابد. پس، بين آنان چه امكان تعهدي ممكن است وجود داشته باشد. چه قاعده يا اصلي را ميتوان وضع كرد براي آنكه از ميان دو موجود خيالي، كه يكي از حيات محروم شده و ديگري هنوز به گلشن زندگي پاي ننهاده است، دو موجودي كه هرگز نميتوانند در اين جهان يكديگر را ملاقات كنند، يكي مجاز باشد تا پايان جهان بر ديگري حكمفرمايي كند... هر چند قوانين به وسيله يك نسل وضع ميشود و در دست چندين نسل به قدرت اجرايي خود باقي ميماند، اما قوت اجرايي آن قوانين ادامه نمييابد مگر با رضامندي زندگان. »
بزرگان زیادی در این رابطه صحبت کرده اند که از بین آنها می توان به آنتونی آربلاستر یا مارک تامس اشاره کرد . مثلا آنتونی آربلاستر می گوید :
« اگر هر نسلی حق تصميمگيری در مورد چگونگی حاكميت بر خود را دارد، آنگاه هيچ نسلی موجه نخواهد بود كه اين حق را از نسلهای بعد از خود سلب كند. ممكن است نسلی دموكراسی را طرد نمايد، يا به ديكتاتوری رضايت دهد اما نسل بعد، از اين حق مطلق برخوردار است كه چنين تصميماتی را فسخ نمايد. بنابراين در عمل، حاكميت مردمی انتقالناپذير است. »
ما می توانیم میزان مقبولیت این عقاید را ابتدا در نظرسنجی های عمومی بررسی کنیم و اگر به این نکته رسیدیم که در این نظر سنجی ها اکثریت مردم موافقند این امر را به همه پرسی بگذاریم همان گونه که پس از انقلاب ملت ایران در سال ۵۷ مردم با حضور در پای صندوق های رای به جمهوری اسلامی ای که امام گفته بود نه بعدها با بازنگری در قانون اساسی تغییر کرد رای مثبت دادند . البته مردم به قانون اساسی بازنگری شده هم رای مثبت دادند ولی به نظر شما اطلاع رسانی در آن زمان همانند جمهوری اسلامی امام بود ؟ بهر حال مردم آن را هم تایید کردند و ما هم به نظرشان احترام می گزاریم. ولی از زمان بازنگری تا کنون ۱۹ سال می گذرد و جهان دچار تغییرات شگرفی شده است و مسلما عقیده ی مردم هم تغییر کرده است.
Johnson : خیلی جالب است که شما بر خلاف نظر شخصیتان حتی به عقاید مردمی که آن زمان هم رای به جمهوری اسلامی رای دادند احترام می گزارید و آن را می پذیرید.
سپهر : این جزو اصول دموکراسی است که من به آن اعتقاد دارم و حرف خودم نیست بایستی احترام گذاشت آن زمان ۲/۹۸ درصد مردم به این نظام رای دادند و نظام ما مشروعیتی بی سابقه در جهان پیدا کرد ولی به گمان من حالا اوضاع تغییر کرده و از طریقی که گفتم می توان متوجه این مساله شد . حتی اگر نتیجه بر خلاف عقیده ی من بود نیز بایستی بپذیرم و به آن احترام بگذارم زیرا که مردم باید تصمیم بگیرند و من اگر مشکل دارم می توانم اینجا نمانم اما اگر ماندم نظر اکثریت باید محترم بشمارم ولی اینکه عده ای محدود بجای اکثریت مردم تصمیم بگیرند را من در برابرش مقاومت می کنم.
Johnson : اگر سوالی را من نپرسیدم و شما لازم می دانید تا مطرح شود را بفرمایید.
سپهر : نه شما آنقدر در کار خود ظریف و ریزبین هستید که هیچ نکته ای را فراموش نکردید.
Johnson : با تشکر از شما که وقت خود را در اختیار من گذاشتید و آرزوی موفقیت برای شما
سپهر : من هم از شما تشکر می کنم که فرصتی فراهم کردید تا بتوانم عقاید خود را انعکاس دهم . امیدوارم در تمامی مراحل زندگیتان سلامت باشید.
Amy Johnson
Tehran – Iran
صدرا آزاد
۸۷/۳/۲۶