تبليغاتX
دل نوشته های من

 

گفت : اگر یارانه می خواهید فرم پر کنید تا به حسابتان واریز کنیم .

گفتم : یعنی می خواهید به این بهانه تمام اطلاعات شخصی ما را در بانک های اطلاعاتیتان دداشته باشید ؟

گفت : نه ، این چه حرفیست ؟ این گفته ی دشمنان ماست. ما فقط می خواهیم نظام پرداخت یارانه را هدفمند کنیم.

گفتم : فکر نقدینگی را کردید ؟ همین حالا هم بانک مرکزی گفته تورم بالا بخاطر نقدینگی زیاد است .

گفت : این حرف را کسانی که از اقتصاد سر در نمی آورند می زنند . من خودم دکترای مدیریت ترافیک دارم و مهندسم پس از اقتصاد سر در می آورم . تازه کارشناسان هم نظر می دهند .

گفتم : گدام کارشناسان ؟ همان هایی که بخاطر مخالفت با شما از وزارت عزل می شوند ؟

گفت : ما کارشناسان خبره ای داریم که حتی از آنهایی که به خارج می روند هم با سواد ترند ، عزل وزیر هم حق رییس جمهور است تا دولت را یکدست کند و وقتی که کم می آورد بگوید مجلس مقصر است !!!

 

صدرا آزاد

7/4/87

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 17:55 |

امروز روز زن بود . بد ندانستم به همین مناسبت نکته ای را در باب حقوق زنان بیان کنم . نکته ای که امروز قصد بیان آن را دارم چند وقت پیش هم در مصاحبه ای که با Amy Johnson داشتم بیان کردم ولی تکرار و اضافه کردن نکاتی به آن را در این روز خجسته و میمون بد نمی دانم. خداوند در قرآن می فرماید :«هیچ انسانی را بر دیگری برتری نیست مگر به تقوا» در اینجا دو نکته بیشتر به چشم می خورد . یکی این که لفظ انسان بکار برده شده پس مرد و زن با هم برابرند . دیگر اینکه ملاک برتری تقواست . سوالی که پیش می آید این است که ملاک تشخیص تقوا چیست ؟ در بحثی که چند وقت پیش با یکی از دوستان داشتم گفت عمل به دستورات خدا ملاک است . حرفش را پذیرفتم ولی سوالی مطرح کردم . گفتم چه کسی این عمل کردن را می تواند ببیند ؟ انسانهایی که بر سر منافع همدیگر حاضر به انجام هر کاری هستند ؟ یا خدایی که عدالت را به معنای واقعی کلمه در دستور کارش دارد و بر همه کار ما نظارت دارد ؟ مسلما در اینجا هر عقیده ای خدا را می پذیرد . حال خدا چگونه می تواند در این دنیا به ما بفهماند چه کسی تقوای بیشتری دارد ؟ حتی اگر بر فرض محال این امر امکان پذیر هم باشد آیا انسانهایی که به خدا هم شک دارند این امر را می پذیرند ؟  پس می شود چنین استدلال کرد که این امر در جهانی که خدای احد و واحد حاکم مطلق آن است امکان پذیر است . بعضی ها می گویند این جهان هم حاکمش خداست . به نظر من این سفسطه ای بیش نیست زیرا آیا تمام دستورات خدا بدون هیچ کم و کاست اجرا می شود ؟ آن آرمان شهری که عده ای در پی اش هستند جهان آخرت است که به لطف نظام اسلامی همه تا حدودی ( راست و دروغش گردن خودشان ) با آن آشنا هستیم . پس چرا در این دنیا این برابری را رعایت نمی کنیم ؟ مگر ما دم از دینداری نمی زنیم ؟ دین خدا قرآن اوست که در آن به صراحت گفته شده کسی را بر دیگری برتری نیست . عقیده ای می گوید سیره ی عملی پیامبر هم جزء دین است . پیامبر در چه جامعه ای و در چه زمانی زندگی می کرده ؟ در جامعه ی عرب جاهلی 1400 سال پیش که دخترانشان را به صرف مونث بودن زنده به گور می کردند ؟ پس پیامبر نمی تواند به یکباره آن جامعه را زیر و رو کند و مجبور است بسیاری از احکامشان را بپذیرد . حسن یوسفی اشکِوَری آن آخوندی که در کنفرانس مشهور برلین حضور داشت ، روز سوم که بحث در مورد حقوق و جنبش زنان بود گفت : « تقریبا 99 درصد احکام امضایی و تاییدی است یعنی این که اعراب خودشان کارها را انجام می دادند. پیامبر اینها را تاسیس نکرد . قوانین مربوط به زن ، مجازات و بسیاری دیگر از مسائل را پیامبر ابداع نکرد ، عربها اینها را انجام می دادند پیامبر هم اکثریت اینها را عینا پذیرفت ، بعضی ها را هم با تبصره و اصلاحات پذیرفت . معنی دیگر این سخن این است که اگر پیغمبر در تیسفون یا در ری یا در نیشابور ، در آتن یا یک جای دیگر دنیا حکومت تشکیل می داد ، آنجا چه می کرد ؟ نمی شود قاطع اظهار نظر کرد ولی در آنجا هم قطعا قوانین آنجا را تایید می کرد برای این که یک مساله ی عرفی است و ربطی به اساس دین و شریعت ندارد » (1) این که بعضی ها بیان می کنند که دین این را می گوید با توجه به صحبت های آقای اشکِوَری رد می شود و بایستی گفت هرچه عرف بگوید درست است ، عرف آن روز اینها را می گفت آیا حالا هم همان حرفها مطرح است یا جامعه با تغیی و تحول شگرفی روبرو شده است ؟ قضاوت با شما

صدرا آزاد

 ۸۷/۴/۴

 

پانوشت :

1 – کنفرانس برلین ؛ خدمت یا خیانت بقلم محمد علی زکریایی انتشارات طرح نو

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 21:41 |

دلیل اینکه در چند روز اخیر روند به روز رسانی وبلاگ به کندی انجام گرفته را در دل مشغولی های شخصی ام باید بررسی کرد . از طرفی بابت مصاحبه ام بعضی افراد سوء استفاده گر در حال برنامه ریزی برای اقدامی هستند که مثلا مرا دچار دردسر کنند ولی این نیز بگذرد . از طرف دیگر فعالیت های شخصی ام وقت کمی برایم باقی می گذارد و در مواقع فراغتم نیز به افکاری مبتلا

می شوم که برایم چندان خوشایند نیست و بعضی مسائل برایم یادآوری می شود که بازگو کردن آن در وبلاگ چندان کار جالبی به نظر نمی رسد .

چندی پیش از سوی یک سایت معتبر اینترنتی به جناب سعید امامی لقب شهید داده شد . آنها ادعا می کنند که سعید خان قربانی افرادی شد که اصل ماجرا بودند و قول اکبر گنجی عالیجناب سرخ پوش و عالیجنابان خاکستری بودند . در این مساله هیچ شکی نیست و در آینده کمیته های ملی حقیقت یاب این مساله را بررسی می کنند . اما نکته ای که به نظر می رسد این است که آیا سعید امامی بیگناه بوده یا مورد ظلم قرار گرفته است ؟ اول از همه بد نیست بیوگرافی ای از وی به نقل از علیرضا نوری زاده بیان کنم تا بهتر بتوانم به ادامه ی صحبت هایم بپردازم :

« سعید اسلامی یا امامی ملقب به مجتبی در بین بعضی از دوستان و خانواده اش در سال 1336 متولد شد . او وابسته به خاندان قوامی شیرازی است که در فارس خاندان با اصل و نسبی هستند و ریشه شان به حاج ابراهیم خان کلانتر ( خائن به خاندان زند ) باز می گردد . پس ادعای یهودی زاده بودنش باطل می شود. وی در 18 سالگی و پیش از گرفتن دیپلم به واسطه دایی اش که نفر دوم دفتر وابسته نظامی ایران در واشنگتن بود به آمریکا رفت و شش ماه بعد وارد کالج استیل واتر در اوکلاهما شد (در حدود شهریور ماه 56 )  و رشته ی مهندسی مکانیک را برگزید . در همین دوران که وی دوست دختری آمریکایی به نام « روزالین » داشته ناگهان دچار تحول روحی شدیدی می شود و موهای سرش را که تا روی شانه اش می رسید را کوتاه می کند و جدایی از دوستان آمریکایی و روزالین را پیش می گیرد . وی در آن زمان فعالیت سیاسی اش را در زمان شاه در قالب انجمن های اسلامی دانشجویی شروع می کند . او در سالهای 60 و 61 به دفتر حفاظت منافع ایران در واشنگتن ( زیر پرچم الجزایر ) وارد می شود و چند ماه بعد هم در دفتر هیئت نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل شروع به کار می کند . او در سال 64 به ایران باز می گردد .»

سعید امامی بدون شک یکی از افراد مطلع و حتی در بعضی موارد هم اجرا کننده ی برخی قتل بوده است . از این قتل ها که دست کم وی مطلع بوده می توان به پرونده ی داریوش و پروانه فروهر اشاره کرد . در اعترافاتش به این نکته اشاره می کند که برنامه ای برای قتل پروانه فروهر ( اسکندری ) نبوده و چون وی از قتل همسرش مطلع شد به ناچار به قتل رسید . این مساله که سعید خان جزیی از کل بوده درست است ولی لقب شهید به این انسان که مرتکب قتل شده چندان درست نیست . آیا درست است که او را با امثال باکری یا همت یا چمران که در راه حفظ خاکشان جان دادند مقایسه کرد ؟ سعید امامی هم در راه عقیده اش این قتل ها را انجام می داد چون افراد مقتول برای نظام خطرناک به حساب می آمدمد ولی قتل ، قتل است و چون و چرا ندارد . قضاوت با شما

صدرا آزاد

۸۷/۴/۲

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 20:34 |

ماجرا از قبل عید جدی شد . خبرها حاکی از این بود که سردار زارعی رییس پلیس امنیت اخلاقی و اجتماعی تهران به اتهام مباشرت با 6 زن در خانه ای دستگیر شد . در شهر ولوله ای به پا شده بود . گشت ارشاد اعتبار خود را از دست داده بود . به هر کسی گیر می دادند این را می شنیدند : « از سردار زارعی چه خبر ؟ » . چند روز پیش هم که با وثیقه ای 50 میلیون تومانی آزاد شد تا 6 نفر دیگر را پیدا کند و لذت ببرد. چند وقت بعد افشا شد یک نماینده مجلس هفتم به اتهام فساد اخلاقی بازداشت شده است . باز هم مردم می خندیدند که داستان جالبی پیش آمده است . جالب تر از همه این بود که چند روز بعد آزاد شد و در مجلس هشتم حضور پیدا کرد . دو روز پیش که فیلمی از دفتر معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان در محوطه ی آن دانشگاه بلوتوث شد دیگر خشم دانشجویان غیرت مرد ایرانی غیر قابل کنترل شد . دانشجویان با اعتصاب و تحصن خود خواستار اخراج رییس و این معاون فاسد دانشگاه شدند . همزمان با این ماجرا قاضی فلاح ، یکی از قضات شهر بیجار در زندان با خوردن داروی نظافت ( به شیوه ی سعید امامی ) خودکشی کرد . ماجرا چه بود ؟ این سوالی بود که پس از شنیدن خبر از دوستم در ذهنم پدید آمد . فهمیدن جریان کار دشواری نبود . با جستجوی ساده ای در اینترنت متوجه شدم که چندی قبل درون خانه ای در شهر قزوین این آقا را به همراه دو نفر دیگر که در نوبت بودند هنگام تعرض به پسر بچه ای 13 ساله دستگیر کردند  . اینها فقط گوشه ای از فساد اخلاقی و جنسی سردمداران حکومت اسلامی است . ماجرای عباس پالیزدار کاندیدای رایحه خوش خدمت ( طرفداران پرزیدنت احمدی نژاد ) در انتخابات شوراها را به گمانم همه می دانند . 2 روز بعد از پخش فیلم سخنرانی وی در دانشگاه بوعلی همدان که اسامی مفسدان اقتصادی ( رفسنجانی ، امامی کاشانی ، یزدی ، واعظ طبسی و خیلی های دیگر ) را گفته بود به اتهام بدهی 6.3 میلیارد تومانی به بانک ملت بازداشت شد . ( دزدان در حال لو دادن همدیگر هستند ) در این مملکت چه خبر است که همه به جان هم افتادند ؟ ایرانیان از دیرباز به غیرت مشهور بودند ولی هر چه پیشتر می رویم و فساد دامن تعداد زیادتری از مسئولان را می گیرد واکنش سردتری از مردم می بینیم . شاید بخاطر این است که آن مرد می خواهد آب داشته باشد ، می خواهد نان داشته باشد ، می خواهد پسرش امین با انار بیاید ، می خواهد فرزندش با شکم گرسنه نخوابد ، می خواهد سفره های نفتی اش را پاک کند و خیلی خواسته های اولیه ی دیگری که قادر به تامین آنها نیست زیرا پول ندارد. پدران ، مادران ، برادران و خواهران من چه کنیم ؟ بنشینیم و بگوییم بدتر از این هم می شود پس به همین قانع باشیم ؟ یا بدانیم که لیاقت ما خیلی بیشتر از اینهاست !!!

 

 

صدرا آزاد

86/3/29

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 17:20 |

چند روز پیش از از طریق دوستی با یکی از خبرنگاران روزنامه ی آمریکایی نیویورک تایمز خانم امی جانسون که وظیفه ی انتقال اخبار اجتماعی ایران را بر عهده داشت آشنا شدم و پس از بحث و تبادل نظر تصمیم گرفت با من به عنوان یک جوان ایرانی مصاحبه ای ترتیب دهد و آن را در روزنامه ی مطبوعش به چاپ برساند . قرار شد که نسخه ای از آن روزنامه را به من بدهد که هنوز خبری نشده است ، احتمال می دهم هنوز چاپ نشده است و شاید با این ترتیب هیچگاه چاپ نشود.  نکته ی جالب توجه این بود که این خانم خبرنگار بسیار عالی فارسی صحبت می کرد و حتی افعال را هم در جای خود بکار می برد . وقتی از او در این مورد سوال کردم گفت از ۱۳ سالگی در ایران تحصیل کرده ( حدود ۴۰ ساله بود ) و لیسانس زبان و ادبیات فارسی هم دارد. بد ندانستم که متن فارسی این مصاحبه را که برای تایید در اختیارم قرار گرفت را در وبلاگ قرار دهم تا خوانندگان وبلاگ هم با متن این مصاحبه آشنا شوند.

 

مصاحبه با آقای سید علی سپهر جوان ایرانی

طرفدار جدایی دین از سیاست

 

Amy Johnson : با سلام خدمت جناب آقای سپهر و عرض خسته نباشید.

سید علی سپهر : من هم خدمت شما سلام عرض می کنم و برای شما آرزوی موفقیت    می کنم .

Johnson :  اگر ممکن است کمی خودتان را معرفی کنید .

سپهر : من سید علی سپهر با نام مستعار صدرا آزاد متولد ۱۷ اکتبر ۱۹۹۰ در اصفهان هستم و هم اکنون همزمان با تحصیلم به فعالیت های سیاسی ، اجتماعی به عنوان عضو شورای مرکزی مجمع جوانان اصلاح طلب و هوادار جبهه مشارکت ایران اسلامی می پردازم.

Johnson :  ممکن هست کمی در مورد مجمع جوانان اصلاح طلب توضیح دهید ؟

سپهر : بله . مجمع جوانان اصلاح طلب بعد از دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی با همکاری تنی چند از فعالان انتخابات تاسیس شد و اساسنامه و مرامنامه ی آن توسط اعضای شورای مرکزی به تصویب رسید . هم اکنون در حال رایزنی با بسیاری از شخصیت های بزرگ اصلاح طلب از جمله سید محمد خاتمی ، مهدی کروبی ، محمدرضا خاتمی ، محسن میردامادی و ... برای دیدار و تبادل نظر حضوری هستیم .

Johnson :  بسیار خوب. من چند کلمه نام می برم ، اگر امکان دارد به طور اختصار نظر خودتان را درباره ی آنها بگویید .

سپهر : در خدمتم .

تبعیض نژادی : بی عدالتی بزرگ

تورم : بدبختی مستضعفان

سیاست : بی پدر و مادر

دیپلماسی : مطلوب ترین شیوه ی بده و بستان سیاسی

شورای امنیت : نهادی به ظاهر به نفع کلیه ی جهان و در باطن به نفع چند کشور ابرقدرت

کوروش : منادی حقوق بشر

تخت جمشید : نماد تمدن ایرانی

گفتگوی تمدنها : ایده ای مثبت در مقابل جنگ تمدنها

سید محمد خاتمی : آشنا کننده ی ایرانیان با حقوق مسلم خود

هیتلر : جنایتکار بزرگ

جرج بوش : دیوانه ای بدتر از همتای ایرانی خود

سکولاریسم : در شرایطی مطلوب ترین ایدئولوژی بشر

آزادی بیان : شما بدون هیچ ترسی از سپهر نوعی انتقاد کنید.

Johnson :  در مورد سکولاریسم فرمودید در شرایطی مطلوب ترین ایدئولوژی بشر . ممکن است این شرایط را واضح تر توضیح دهید؟

سپهر : بله . ببینید در ترکیه ، فرانسه و بسیاری از کشور های سکولار دنیا این قانون وجود دارد که ترویج دین مثلا در دانشگاه ها یا نمادی که به نوعی به دین مربوط شود ممنوع است . بنده این عقیده را قبول ندارم زیرا اول از همه به آزادی افراد اعتقاد دارم سپس به سکولاریسم . اگر فردی مسلمان نتواند در کشورش به دستورات دینش عمل کند ، این آزادی ها از وی سلب می شود . آزادی هم تعریف مشخصی دارد :

« هرکس آزاد است هر کاری که می خواند بکند به شرطی که به آزادی های دیگران تجاوز نکند. » حال برای مثال استفاده از حجاب به کدامیک از آزادی های دیگران تجاوز می کند ؟ به هوسرانی مردان یا به یکرنگی عمومی؟ به عقیده ی من دین برای افراد کاملا قابل احترام است ولی نباید دین را با سیاستی مخلوط کرد که برای کسب موفقیت در آن مجبور هستیم به کارهایی دست بزنیم که دین با آنها در تضاد است . در سیاست منافع ملی بر هر چیز دیگری ارجحیت دارد و کلیه کشورهای جهان هم این مساله را پذیرفتند برای مثال کشور انگلستان این سیاستمدار پیر برای وسعت بخشیدن به مستعمرات خویش بایستی از قدرت خود استفاده کند . حال اگر مساله ای به نام دین این وسط سد راه سیاستمداران این کشورها قرار گیرد مسلما نمی توانند به اهداف خویش دست یابند . من قبول دارم که این کار از اخلاق هم به دور است که ما بیاییم کشورهای دیگر را با توسل به زور یا هر تاکتیک دیگری تحت کنترل خود در بیاوریم ولی با کمی واقع بینی در می یابیم که همه ی کشورها در صدد کسب منافع برای ملت خویش هستند ما که به تنهایی نمی توانیم این دریای عظیم را وارد رودخانه ی کوچک آرمانی خود کنیم . پس به قول ایرانیان : « خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو »

Johnson :  سوال دیگر من این است که به عقیده شما چرا با یکدیگر مساوی هستند ؟

سپهر : ببینید خداوند در قرآن می فرماید : «  هیچ کس را چه از زن و مرد بر دیگری برتری نیست مگر در تقوا » . سوال من اینجاست ملاک سنجش تقوای انسانها چیست ؟ انسانهایی که برای حفظ منافع خود حتی به فرزند خود هم رحم نمی کنند ؟  یا انسانهایی که خطا کار هستند ؟ یا نه خدایی که عادل است و ناظر تمامی فعالیت های بشری است ؟

Johnson :  مسلما خداست.

سپهر : حال من می پرسم خدا در این دنیا می تواند انسانهای متقی را از دیگران جدا کند ؟

Johnson :  گمان نمی کنم.

سپهر : پس با این مقدمات می توان استدلال کرد که در این دنیا انسانها هیچ برتری ای نسبت به هم ندارند و در جهانی که حاکمش خدای یگانه است ملاک تقوای الهی است .

Johnson :  بسیار خوب. نظر شما راجع به اجبار در مورد برخی دستورات دین اسلام مانند شراب خواری یا حجاب چیست ؟

سپهر : اول از همه باید ذکر کنم که بنده در زندگی شخصی خودم به دستورات دینی پایبند هستم و به دین مبین اسلام هم عقیده ی راسخ دارم ولی در جواب سوال شما باید عرض کنم خداوند در قرآن فرموده : « لا اکراه فی الدین » « در دین هیچ اجباری نیست » ولی خداوند با کسانی که اعتقاد به این دین دارند و از دستوراتش سرپیچی کنند در روز جزا تصفیه حساب می کند. در سوالات قبلی اصل آزادی را بیان کردم . در جامعه هم اگر اشخاص با اعمالشان به حقوق دیگران تجاوز نکنند هیچ ایرادی ندارد . شما مصداق شراب خواری را بیان کردید . ببینید اگر کسی شراب بخورد و در خانه ی خود بماند یا با دیگران کاری نداشته باشد هیچ ایرادی از نظر جامعه وجود ندارد و مسائل دینی اش هم با خودش است من و شما را که با هم در یک گور نمی خوابانند ولی همین فرد اگر برای مثال در حالت مستی پشت ماشین بنشیند و تخلفی انجام دهد که حقوق دیگران را ضایع کرده و یا تصادفی کند که ناشی از مستی اش باشد باید به شدید ترین نحو با او برخورد قانونی کرد . در مورد مساله ی حجاب هم باید عرض کنم که گفته می شود برای مردان مسلمان حرام است که به اندام زنان نا محرم نگاه کنند پس بی حجابی زنان تجاوز به حقوق مردان مسلمان محسوب می شود . سوال من این است که آیا با اجبار کردن زنان به پوشاندن اندامشان آیا به حقوق آنها تجاوز نمی شود ؟ آیا آنها حق ندارند آنگونه که می خواهند در حیطه ی قانون زندگی اجتماعی کنند؟ به عقیده من هر زنی خودش باید تصمیم بگیرد که حجاب داشته باشد یا نه و این مساله هم به عقاید فرد مربوط است نه به چیز دیگری و کسی را نباید به کاری اجبار کرد یا از کاری بازداشت. این که می گویند خدا گفته است عقل زن نصف مرد است به عقیده ی من خدا این حرف را نزده و این برداشت کج فهمانه ی بعضی علمای دین است . آیا حضرت آیت ا... صانعی یا آیت ا... منتظری هم همین باور را دارند؟ یا کسانی این حرف را می زنند که می ترسند بعضی از پست هایی را که اشغال کرده اند به زنان هم برسد؟

 

Johnson :  من از صحبت های شما بسیار لذت می برم ولی آیا دیگران هم این عقاید را قبول دارند؟

سپهر : سوال بسیار خوبی پرسیدید. هر شخصی در زندگیش عقایدی دارد که برای دیگران قابل احترامند. حال این عقاید زمانی می توانند جامه ی عمل بپوشند که اکثریت مردم آن جامعه با آن موافق باشند . ما نمی توانیم برای دیگران تصمیم بگیریم ، اما می توانیم نظراتمان را آزادانه و به دور از سانسور به اطلاع مردم برسانیم تا آنها برای سرنوشت خویش تصمیم بگیرند. امام خمینی در صفحه ی 32 جلد ششم صحیفه ی نور که تنها مرجع رسمی سخنانشان است به عنوان یک روشنفکر زمان خود می گوید :  

«در حقوق‌ بشر، اين‌ است‌ كه‌ هر ملتي‌ بايد خودش‌ سرنوشت‌ خودش‌ را تعيين‌ كند، يعني‌ الان‌ خودمان‌ بايد سرنوشت‌ خودمان‌ را تعيين‌ كنيم‌.  ما حق‌ نداريم‌ سرنوشت‌ اعقابمان‌ را تعيين‌ كنيم‌، اعقاب‌ ما بعداً مي‌آيند؛ خودشان‌ سرنوشتي‌ دارند، به‌ دست‌ خودشان‌ بايد باشد، نه‌ به‌ دست‌ من‌ و شما».‌

 

 یا تامس پین می گوید :

‌» هر قرني‌ و هر نسلي‌، در همه‌ حال‌، بايد داراي‌ همان‌ آزادي‌ عمل ‌ باشد كه‌ قرون‌ و نسلهاي‌ قبل‌ از آن‌ داشته‌اند. بي‌اساسي‌ و خودبيني‌ اين‌ فكر كه‌ كسي‌ بخواهد پس‌ از مرگ‌ نيز حكومت‌ كند، از هر بيدادگري‌ و استبدادي‌ مسخره‌تر و تحمل‌ناپذير است‌... من‌ از حقوق‌ زندگان‌ دفاع‌ مي‌كنم‌ و مي‌كوشم‌ تا از منزوي‌ كردن‌، خراب‌ كردن‌، يا تضعيف‌ آنان‌، از سوي‌ قدرت‌ غاصب‌ مردگان‌، جلوگيري‌ كنم‌. اما آقاي‌ برك‌ طرفدار قدرت‌ مردگان‌ عليه‌ حقوق‌ و آزادي‌ زندگان‌ است‌... كساني‌ كه‌ اين‌ جهان‌ را بدورد گفته‌اند و آنان‌ كه‌ هنوز به‌ وجود نيامده‌اند، نسبت‌ به‌ يكديگر فاصله‌اي‌ عظيمتر از آن‌ دارند كه‌ تصور انسان‌ بتواند آن‌ را دريابد. پس‌، بين‌ آنان‌ چه‌ امكان‌ تعهدي‌ ممكن‌ است‌ وجود داشته‌ باشد. چه‌ قاعده‌ يا اصلي‌ را مي‌توان‌ وضع‌ كرد براي‌ آنكه‌ از ميان‌ دو موجود خيالي‌، كه‌ يكي‌ از حيات‌ محروم‌ شده‌ و ديگري‌ هنوز به‌ گلشن‌ زندگي‌ پاي‌ ننهاده‌ است‌، دو موجودي‌ كه‌ هرگز نمي‌توانند در اين‌ جهان‌ يكديگر را ملاقات‌ كنند، يكي‌ مجاز باشد تا پايان‌ جهان‌ بر ديگري‌ حكمفرمايي‌ كند... هر چند قوانين‌ به‌ وسيله‌ يك‌ نسل‌ وضع‌ مي‌شود و در دست‌ چندين‌ نسل‌ به‌ قدرت‌ اجرايي‌ خود باقي‌ مي‌ماند، اما قوت‌ اجرايي‌ آن‌ قوانين‌ ادامه‌ نمي‌يابد مگر با  رضامندي‌ زندگان‌. »

بزرگان زیادی در این رابطه صحبت کرده اند که از بین آنها می توان به آنتونی آربلاستر یا مارک تامس اشاره کرد . مثلا آنتونی آربلاستر می گوید :

 

« اگر هر نسلی  حق‌  تصميم‌گيری در مورد چگونگی حاكميت‌ بر خود را دارد، آنگاه‌ هيچ‌ نسلی موجه‌ نخواهد بود كه‌ اين‌  حق‌  را از نسل‌های بعد از خود سلب‌ كند. ممكن‌ است‌ نسلی دموكراسی را طرد نمايد، يا به‌ ديكتاتوری رضايت‌ دهد اما نسل‌ بعد، از اين‌ حق‌ مطلق‌ برخوردار است‌ كه‌ چنين‌ تصميماتی را فسخ‌ نمايد. بنابراين‌ در عمل، حاكميت‌ مردمی انتقال‌ناپذير است‌. »

 

ما می توانیم میزان مقبولیت این عقاید را ابتدا در نظرسنجی های عمومی بررسی کنیم و اگر به این نکته رسیدیم که در این نظر سنجی ها اکثریت مردم موافقند این امر را به همه پرسی بگذاریم همان گونه که پس از انقلاب ملت ایران در سال ۵۷ مردم با حضور در پای صندوق های رای به جمهوری اسلامی ای که امام گفته بود نه بعدها با بازنگری در قانون اساسی تغییر کرد رای مثبت دادند . البته مردم به قانون اساسی بازنگری شده هم رای مثبت دادند ولی به نظر شما اطلاع رسانی در آن زمان همانند جمهوری اسلامی امام بود ؟ بهر حال مردم آن را هم تایید کردند و ما هم به نظرشان احترام می گزاریم. ولی از زمان بازنگری تا کنون ۱۹ سال می گذرد و جهان دچار تغییرات شگرفی شده است و مسلما عقیده ی مردم هم تغییر کرده است.

Johnson :  خیلی جالب است که شما بر خلاف نظر شخصیتان حتی به عقاید مردمی که آن زمان هم رای به جمهوری اسلامی رای دادند احترام می گزارید و آن را می پذیرید.

سپهر : این جزو اصول دموکراسی است که من به آن اعتقاد دارم و حرف خودم نیست بایستی احترام گذاشت آن زمان ۲/۹۸ درصد مردم به این نظام رای دادند و نظام ما مشروعیتی بی سابقه در جهان پیدا کرد ولی به گمان من حالا اوضاع تغییر کرده و از طریقی که گفتم می توان متوجه این مساله شد . حتی اگر نتیجه بر خلاف عقیده ی من بود نیز بایستی بپذیرم و به آن احترام بگذارم زیرا که مردم باید تصمیم بگیرند و من اگر مشکل دارم می توانم اینجا نمانم اما اگر ماندم نظر اکثریت باید محترم بشمارم ولی اینکه عده ای محدود بجای اکثریت مردم تصمیم بگیرند را من در برابرش مقاومت می کنم.

Johnson :  اگر سوالی را من نپرسیدم و شما لازم می دانید تا مطرح شود را بفرمایید.

سپهر : نه شما آنقدر در کار خود ظریف و ریزبین هستید که هیچ نکته ای را فراموش نکردید.

Johnson :  با تشکر از شما که وقت خود را در اختیار من گذاشتید و آرزوی موفقیت برای شما

سپهر : من هم از شما تشکر می کنم که فرصتی فراهم کردید تا بتوانم عقاید خود را انعکاس دهم . امیدوارم در تمامی مراحل زندگیتان سلامت باشید.

 

Amy Johnson

Tehran – Iran

 

 

صدرا آزاد

 

۸۷/۳/۲۶

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 10:10 |

امروزم تکرار

فردایم تکرار

هر روزم تکرار

 

آه ، چرا اینگونه شده ام ؟

مگر امام معصوم نگفته بود :

« موفق کسی است که فردایش به ز امروزش باشد » ؟

 

پس چرا

امروزم تکرار

فردایم تکرار

هر روزم تکرار ؟

 

کسی نیست مرا از خواب غفلت بیدار کند ؟

همه رفته اند

از سر نامهربانی رفته اند .

 

ولی نه

کسی در آن دوردست منتظر من است

کسی که مرا به وجود آورد

و گفت که تو اشرف مخلوقات منی

تا مرا داری بندگان من سگ کیستند ؟

 

پس به یمن حضور او

نباید کاری کنم که بشود :

امروزم تکرار

فردایم تکرار

هر روزم تکرار

 

                                                   صدرا آزاد

                                                   ۸۷/۳/۲۵ 

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 10:1 |

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد                             آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

 

ما ایرانیان از دیرباز توانایی هایی که در خودمان وجود داشت را نادیده می گرفتیم و از دیگران استمداد کمک و مددجویی می کردیم. ولی از این مساله غافل بودیم و هستیم که همان توانایی ها در وجود  خودمان هست و بدون نیاز به دیگران ، با توکل به خدا و همت بلندمان می توانیم اهریمنان را شکست دهیم . چند صباحی است در کوچه و بازار شنیده می شود که ما راضی به حمله نظامی آمریکا و بیگانگان برای رهایی از این ننگ و خفت هستیم . حال دو مساله پدید می آید . یک آنکه خود ما بدون نیاز به بیگانگان می توانیم از زیر بار این ننگ در بیاییم البته اگر بخواهیم چون خواستن ، توانستن است . دو آنکه آیا آن بیگانه ای که به سرزمین مادری ما حمله می کند آیا برای اینکه فقط جمهوری اسلامی به بمب اتم دست پیدا نکند یا ایرانیان طعم حقوق بشر را بچشد میلیاردها دلار از جیب مردمش خرج می کند یا قصد سوء استفاده های بدتر از اینها را دارد ؟ همان گونه که می دانیم از زمان آغاز استعمار کشور ما مورد توجه استعمارگران بوده است . البته لازم به ذکر است که به همت دلیر مردان ایرانی هیچگاه به طور رسمی کشور عزیزمان مستعمره بیگانه ها نشده است . در زمان قاجار اختلاف ها بر سر ایران بین انگلستان ، روسیه و تا حدودی هم فرانسه بود . در زمان پهلوی دو کشور روسیه و فرانسه تا حدود زیادی حذف شدند و کشور ابر قدرت آمریکا جای آن دو قدرت را گرفت تا با انگلستان بر سر خاک ما کشاکش داشته باشد . در طول 53 سال پادشاهی پهلوی اول و دوم تاریخ کشور ایران به دو دوره ی تقریبا 25 ساله حمایت انگلیسی ها و حمایت آمریکایی ها تقسیم می شود . یکی از بزرگترین دستاورد های انقلاب ایران قطع دست اجنبی از خاک ما بود . در بین مردم شایع است که بعد از انقلاب ایران دوباره به طور مخفی به تحت الحمایگی انگلیس درآمد. این صحبت کمی از عقل فاصله دارد ، چرا که روابط دیپلماتیک ایران و انگلیس از 57 به بعد با فراز و نشیب های فراوان و چالش های بسیار مواجه بود و هیچ عقل سلیمی نمی تواند این ادعا را بپذیرد . امیرکبیر همزمان با میجی در ژاپن قصد انجام اصلاحات صنعتی داشت که بخاطر وجود دست بیگانه در کشور ما و احساس خطر آنان از ابرقدرت شدن ایرانیان توطئه ی قتل این بزرگ مرد تاریخ ایران چیده شد و اصلاحات وی هم ناکام ماند . بهتر است به یاد بیاریم همین آمریکا که حالا بعضی از ساده دلان برای برقراری نظام دموکراتیک چشم به او دوختند دولت کودتا را پدید آورد و مصدقی که قصد برقراری دموکراسی داشت را سرکوب کرد زیرا که منافع کشورش در خطر می افتاد . ما ایرانیان فرزندان بابک خرمدین ، کاوه ی آهنگر و هزاران مرد بزرگ دیگر هستیم که مقابل ضحاکان تاریخ ایستادگی کردند و تونستند با همت و اراده ی خویش آنها را به زیر کشند . در حال حاضر نیز اگر اراده کنیم می توانیم این ضحاک را هم مغلوب کنیم و به اهداف خویش نائل آییم بدون آنکه آنچه خود داریم را ز بیگانه تمنا کنیم . غرض من از این مطلب انقلاب خشونت آمیز نیست و برداشت های بد و کج فهمانه نباید مطلب را تحت شعاع قرار دهد . در تاریخ معاصر ، مردم اوکراین با تجمعات و تظاهرات های بدون خشونت و با مبارزه ی مدنی خویش توانستند دولت خودکامه را وادار به برگزاری انتخاباتی عادلانه و برابر کنند و او را در برابر خواست مردم تسلیم کنند . این جنبش با نماد رنگ نارنجی مطرح شد و به انقلاب نارنجی مردم اوکراین معروف شد بدون آنکه خساراتی را که ما در انقلاب اسلامی خشونت آمیزمان دادیم را بدهند . مبارزه ی مدنی تنها راه نجات و آزادی ایران از شر ستمگرانی است که فقط خرج پوست هندوانه اسب های اصطبل دخترشان روزانه 100 هزار تومان است.

 

صدرا آزاد

۸۷/۳/۲۴

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 20:39 |

دیروز یه پیامک برام اومد که می گفت :

« اگر روزی دل کسی را شکوندی یه میخ به دیوار بزن و وقتی دلش رو بدست آوردی اون میخ رو از دیوار در بیار تا ببینی جای میخ برای همیشه روی دیوار می مونه »

ناخودآگاه رفتم تو فکر . حدود نیم ساعت فقط داشتم به این موضوع فکر می کردم که این خصلت انسانها جالبه . وقتی به کسی زهری می زنیم هر چقدر اون طرف ظرفیت بالایی داشته باشه و دنبال انتقام جویی و کینه توزی نباشه آخرش روی دلش یه ناراحتی هست که مطمئنا بعدها به دنبال تلافی کردن میره . این خصوصیت اشرف مخلوقاته و کاریش هم نمیشه کرد . چه بهتره بجای اینکه بفکر این باشیم تا وقتی از ناراحت کردن کسی پشیمون میشیم دلجویی کنیم ازش بیایم کاری نکنیم دل کسی از ما شکسته بشه . به قول شاعر :

« تا توانی دلی بدست آور                                                                     دل شکستن هنر نمی باشد ». جالبه در این باره شعر های زیادی هست که معنای خوبی داره و کل مفهوم رو می رسونه . یکیش اینه که :

« هر کس بطریقی دل ما می شکند                                         بیگانه  جدا دوست جدا می شکند

   بیگانه اگر می شکند حرفی نیست                                        من در عجبم دوست چرا می شکند

   بشکست دلم کسی صدایش نشنید                                          آری دل مرد بی صدا می شکند »

دوستان راجع به این موضوع فکر کنید و منو هم از نظراتتون محروم نکنید.

 

صدرا آزاد

22/3/87

 

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 15:19 |

 

 گفتم : چایی هم گرون شد .

گفت : خب یه مدت نخورید تا محتکر ها مجبور بشن انبار هاشون رو بریزن تو بازار

گفتم : اگه ما هم نخوریم اونایی که پولشون از پارو که سهله از بیل بالا میره می خورند و فایده ای نداره .

گفت : اونا مفاسد اقتصادی هستند که از پول من و شما دارند همینجور رشد می کنند .

گفتم : خب اگه هم وجود دارند و بهونه ای برای سوء مدیریت نیستد چرا اسمشون رو اعلام نمی کنید تا آبروشون بره ؟

گفت : اولا کشور مارو امام زمان مدیریت می کنه  و مدیریت امام زمان که عیبی نداره ثانیا مفاسد اقتصادی اونقدر دمشون کلفته که اگه اسمشون رو بگیم سر ما رو هم می برند .

گفتم : اولا پارتی کی از رییس جمهور کلفت تره ؟ ثانیا شما به فکر سر خودتون هستید یا سر این ملت بدبخت ؟

گفت : فکر سر دینم که در خطره!!!!!!!!!!!!!!!!!

با کمال تعجب گفتم : عجب!!!

( باید یه توضیح بدم که سوء تفاهم نشه من منکر امام زمان نیستم ولی نباید از اسم امام زمان برای توجیه کارهامون استفاده کنیم شاید این هم یکی از معایب این جمله ی معروف سید حسن مدرسه که میگه : « سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست ». نباید جوی فراهم بشه که از دین پاکی مثل اسلام سو استفاده ابزاری بشه و هم دین خراب بشه و هم سیاست . اینگار توضیحاتم بیشتر از متن شد ولی بد نیست که عقاید شخصیم رو بگم . سکولاریسم یعنی همین که افراد برای خودشون دیندار باشند ولی دینشون به سیاست نفوذ نکنه تا از اون سو استفاده ابزاری بشه . در فلسفه جامعه شناسی دو نظر وجود داره یکی اصالت فرد و یکی هم اصالت جامعه که هر کدوم طرفدار های خاص خودش رو داره . من از این دو نظر استفاده می کنم تا دیانت و سیاست رو تفکیک کنم . به نظر من دین مرتبط با اصالت فرد هست و سیاست مربوط به اصالت جامعه و کل جامعه دیندار نیست در صورتی که ممکنه افراد شدیدا به دین هم پایبند باشند . مطمئن هستم که این نظریه ممکنه با مخالفت های شدیدی روبرو بشه بخاطر همین هم اعلام می کنم من حاضرم با مخالفان در این باره بحث کنم . یاهو آی دی من همین طور که در توضیحات وبلاگ نوشتم هست : man_iraniam_690725 )

 

 

صدرا آزاد

21/3/86

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 19:53 |

دانشگاه هنوز زنده است ...

به جای خشونت به درد دل دانشجویان گوش کنید

مهران عباس زاده عضو شورای مرکزی مجمع جوانان اصلاح طلب ۷۴ ساعت است که با جمعی دیگر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتصاب غذا به سر می برد .

تحصن و اعتصاب غذای دانشگاه تربیت معلم در حالی ادامه دارد که مسئولین دانشگاه امروز سه شنبه 14 خردادماه، در راستای ایجاد فشار بر دانشجویان آب آشامیدنی دانشگاه را قطع کردند. طی روزهای گذشته نیز مسئولین دانشگاه با تماس با خانواده های دانشجویان و تهدید آنان سعی در توقف تحصن دانشجویان داشتند. یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در مورد اعتصاب غذای دانشجویان به خبرنامه امیرکبیر گزارش داد: "بیش از 50 نفر از دانشجویان در اعتصاب غذا به سر می برند و تاکنون 7 نفر از دانشجویان بر اثر اعتصاب غذا و فشارهای وارده روانه بهداری دانشگاه شده اند که حال یکی از دختران متحصن وخیم می باشد، با این وجود نیروهای حراست دانشگاه از ورود آمبولانس به دانشگاه و انتقال دانشجویان به بیمارستانهای خارج دانشگاه جلوگیری می کنند." دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، شب گذشته نیز در پردیس کرج متحصن بودند.

گزارش های رسیده از دانشگاه تربیت معلم حاکی از آن است با سیستم های موبایل در پردیس کرج با اختلال مواجه شده، اینترنت دانشگاه قطع شده و نیروهای امنیتی اطراف این دانشگاه را محاصره کرده اند. به طوری که امکان ورود و خروج دانشجویان معترض فراهم نیست. به همین علت امکان برقراری هیچ گونه ارتباطی با دانشجویان متحصن فراهم نیست. دانشجویان در دومین روز اعتصاب غذا به سر می برند. علیرغم این که دانشگاه تربیت معلم در ایام تعطیلات پیش از امتحانات پایان ترم به سر می برد، عصر دیروز بیش از 500 نفر از دانشجویان در تجمع اعتراض آمیزی شرکت کردند. 50 نفر از دانشجویانی که در اعتصاب غذا به سر می برند شب گذشته را در نیز در دانشگاه به سر بردند و به تصحن خود ادامه دادند. از روز شنبه نیروهای حراست دانشگاه ضمن تماس تلفنی با خانواده دانشجویان، آن ها را تهدید کرده بودند در صورت ادامه اعتراضات در این دانشگاه، فرزندانشان بازداشت و برای آن ها پرونده سنگینی در دادگاه انقلاب تشکیل خواهد شد.

صدرا آزاد : مهران جان دوست من برای تو و دیگر دوستانت آرزوی موفقیت می کنم.

صدرا آزاد

۸۷/۳/۱۸

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در شنبه هجدهم خرداد 1387 و ساعت 19:5 |

 

بعد از ظهر پریروز علی رغم بیماری بدی که داشتم فقط بخاطر زنده کردن نام زیبای خلیج فارس رفته بودم ورزشگاه که وقتی به خونه اومدم حالم بهم خورد و تا صبح خواب نداشتم بخاطر همین مساله هم دیروز نتونستم آپ کنم . صحنه هایی رو اونجا دیدم که برام جالب بود . یکی این که لیدرهای تماشاگران تیم ملی اومدند و گفتند امارات اگه شعار نژاد پرستانه و ملی گرایانه بدید تیمشو از زمین میکشه بیرون و فیفا هم به نفع اون حکم میده ( استدلال خیلی احمقانه ای بود ولی خیلی از مردم باور کردند ) لیدر ها نمی گذاشتند برای خلیج فارس شعار بدیم . جلوی طبقه دوم روبروی چشم اعراب یک با غیرت ایرانی پارچه ای رو زده بود با این عنوان : « خلیج تا ابد فارس Persian Gulf » ولی دو سرباز که مجبور به این کار بودند جلوی چشم 40 هزار نفر این پارچه رو جمع کردند . تو ورزشگاه جو امنیتی شدیدی درست کرده بودند ولی باز هم ندای خلیج فارس نخوابید و هر از گاهی این صدا به گوش می رسید . دقیقه 80 بازی که از ورزشگاه اومدم بیرون و رفتم به طرف میدان آزادی که برم به سمت خونه دیدم مامور ها افتادند به جون ملت و با باتوم مهرورزی دولت رو نشون دختر ها و پسر ها می دادند . پرس و جو که کردم متوجه شدم این برنامه هم مثل ماجرای سفارت امارات ( 3 خرداد ) به دعوت Channel ONE و آقای شهرام همایون بوده . از یک جهت خوشحال شدم و از یک جهت هم ناراحت . خوشحال شدم که مردم بالاخره از خواب بیدار شدند و ناراحت شدم چون سلطنت طلبان مردم رو دعوت کردند . سلطنت در ایران دوره ای داشت و تمام شد . مردم ما حالا آزادی بیان ، آزادی عقیده و ... می خواند . هر سلطنتی مطمئنا با عقاید مخالفش مبارزه می کنه . حتی عقیده اسلامیسم هم آزاده ترویج بشه و اون مردم هستند که باید بپذیرند یا نپذیرند ولی این رفتار دیکتاتور مابانه جالب نیست . بگذریم خلاصه جمعیت زیادی بودند و نیروی انتظامی چهره ی واقعی خودشو نشون داد . خودم با دو چشمم دیدم که همین به ظاهر مسلمان ها توسط سرباز 24-25 ساله ای پشت موی دختری رو داشت می کشید و می بردش . این دستوره اسلامه ؟ چرا دارند از دین سوء استفاده می کنند ؟ چرا چهره خشن دین اسلام رو نشون میدند به مردم ایران و جهان ؟ به خدا اینها کیفر داره ؟ آیا اینها روزی جوابگو هستند ؟ به قول محسن نامجو « ای کاش عدالتی در کار بود »

 

صدرا آزاد

15/3/87

+ نوشته شده توسط صدرا آزاد در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 16:38 |

شروع دموکراسی در یونان بود به گونه ای که دولت شهر های آتن از سال 500 تا 321 قبل از میلاد دموکراسی مستقیم داشتند . دموکراسی مستقیم یونانی بدین معناست که هر شهروند می تواند در مجمع محاکم حضور یابد . در آن زمان شهروند به معنای امروزی نبود و تنها کسانی شهروند محسوب می شدند که اولا بزرگسال بودند ثانیا زن ، برده و بیگانه مقیم نبودند . در نتیجه یک چهارم بزرگسالان شهروند محسوب می شدند .

در آن زمان برنامه مجمع و حکومت روزانه شهر توسط شورا کنترل می شد . عضویت در شورا و هیئت های منصفه به قید قرعه صورت می گرفت پس تمامی شهروندان فرصت همیشگی داشتند تا یک روز رییس آتن و روز دیگر قاضی القضات شوند .

پریکلس که در سال 430 قبل از میلاد به شهرت رسید ، از اولین نظریه پردازان دموکراسی بود و آن را این چنین توجیه می کرد که دموکراسی ، بردباری و خو گرفتن به روحیه ی عمومی را تقویت می کند . او پرداخت حق حضور در شورا را تقریا برابر با سطح درآمد روزانه یک کارگر برای اعضای هیئت منصفه مطرح کر که بعدها به اعضای شورا و مجمع نیز گسترش یافت . ارسطو با این مساله مخالف بود و اعتقاد داشت که این مساله راه را برای حضور فقرا باز می کند . وی نیز همانند افلاطون و توسیدید میانه خوبی با دموکراسی نداشت زیرا به نظر آنان دموکراسی باعث سلب مالکیت از مالکان می شد و همچنین در برابر عوام فریبان جاهل آسیب پذیر بود . این نوع از دموکراسی که در یونان حاکم بود باعث ایجاد هرج و مرج بسیار می شد . زیرا بیشتر اوقات اعضای مجمع که تعدادشان احتمالا به حدود 6000 نفر می رسید بر سر مسائل گوناگون اختلاف نظر داشتند و برای جمع آوری رای اکثریت زمان و هزینه زیادی صرف می شد . به نظر می رسد یکی از دلایل مخالفت افلاطون ، ارسطو و توسیدید هم همین امر بود .

در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم دوباره بحث دموکراسی مطرح شد و انواع مختلفی پیشنهاد شد که عبارت بود از :

الف ) دموکراسی نمایندگی چند حزبی

ب ) دموکراسی نمایندگی تک حزبی

ج ) دموکراسی مشارکتی

دموکراسی نمایندگی بدین معناست که تصمیمات مربوط به یک جامعه نه توسط همه ی اعضای آن بلکه بوسیله نمایندگانی که مردم انتخاب کرده اند ، گرفته می شود .

 الف ) دموکراسی نمایندگی چند حزبی :

هنگامی در یک جامعه دموکراسی نمایندگی چند حزبی حاکم است که رای دهندگان بتوانند از میان دست کم دو حزب در فرآیند سیاسی یکی را انتخاب کنند . مللی که این شیوه را برگزیده اند و در آن توده جمعیت بزرگسال از حق رای برخوردارند معمولا لیبرال دموکرات نامیده می شوند . ایالت متحده ، کشورهای اروپای غربی ، ژاپن ، استرالیا ، نیوزلند و ... همه در این دسته قرار می گیرند . برخی کشورهای جهان سوم هم مانند هند نظا